افراد آنلاین
Super User
میرزا حسینعلی مازندرانی پیامبر خود خوانده بهائیان از طرفی مدعی ست که با نزول کتاب اقدس، احکام بیان منسوخ گردیده و قابل عمل برای پیروانش نیست. از طرفی می گوید اراده نسخ بیان را نداشته و کسانی که بیان را منسوخ و فاقد اعتبار می دانند، لعنت کرده، می گوید نه تنها بیان و احکام آن نسخ نشده، بلکه در آینده نیز نسخ نخواهد شد.
کتاب بدیع، صفحه 390 سطر 6 و 11 و 17 :
ودر ادامه همین صفحه میخوانیم:
حسینعلی نوری در این زمینه در کتاب بدیع صفحه 390 سطر می گوید: «قل ان المشرکین ظنوا بانا اردنا ان ننسخ ما نزل علی نقطة البیان... و لکن اراد بهذا الظهور ان یثبت ما نزل من عند نقطة البیان... فسوف نثبت احکامه و نبرهن آثاره فی الارض بقدرة و سلطان مبینا». یعنی همانا مشرکین گمان کرده اند ما اراده نسخ آنچه بر نقطه بیان (علی محمد باب) نازل شده داریم ... ولی خداوند اراده نموده با این ظهور ( ظهور حسینعلی بهاء) آنچه از جانب نقطه بیان نازل شده تثبیت گردد پس به زودی احکام او را تثبیت می کنیم و آثارش را در زمین با قدرت و اقتدار به روشنی آشکار می سازیم.
پیامبر خود خوانده بهائیت همچنین در مورد جایگاه والای کتاب بیان نزد پیروانش در کتاب مجموعه الواح مبارکه صفحه 350 می نویسد: «... نقطه اولی در بیان فارسی بتفصیل مرقوم داشته اند، رجوع به آن نمائید که حرفی از آن کفایت می کند همه اهل ارض را و کان الله ذاکرا کل شئ فی کتاب مبین». یعنی خدا همه چیز را در کتاب بیان ذکر نموده است. و آن قدر این کتاب ارزشمند است که یک حرف آن برای کل بشریت کفایت می کند!
کتاب محموعه الواح مبارکه، صفحه 350 سطر 13
طبق گفته میرزا حسینعلی، آنچه علی محمد شیرازی از قتل و غارت، جنایات، ضرب اعناق، سوزاندن کتب و اوراق، هدم بقاع و قتل عام عمومی در کتاب بیان دستور داده، نزد وی از آنچه در آسمان ها و زمین است، محبوب تر می باشد! بدنبال کشف این مسئله که چرا حسینعلی نوری تا این حد کتاب بیان را تائید می کند، معلوم می گردد که وی در پی اثبات مقام خویش (من یظهره الله) است تا بدین وسیله دلیل محکمی در مقابل معترضین خود داشته باشد. بدین جهت در کتاب اقتدارات صفحه 45 و 46 می گوید: «کل می دانند که به این ظهور أعظم ما نزّل فی البیان ثابت و ظاهر و محقق شده و اسم الله مرتفع گشته و آثارالله در شرق و غرب انتشار یافته و بیان فارسی مخصوصاً در این ظهور امضاء شده مع ذلک متصلاً نوشته و می نویسند که بیان را نسخ نموده اند که شاید شبهه در قلوب القا شود و معبودیت عجل (گوساله، منظور حسینعلی نوری برادرش یحیی صبح ازل می باشد)محقق گردد.
نتیجه اینکه اگر منتقدین به سخنان غیر عقلانی علی محمد باب در کتاب بیان معترض شوند، میرزا حسینعلی نوری می گوید سخنان باب به ما بهائیان ارتباطی ندارد، چرا که با نزول اقدس، «بیان» نسخ شده است. اما وقتی منکرین بهاء از وی سندی مبنی بر اثبات مقام «من یظهره اللهی» طلب نمایند، می گوید به کتاب «بیان» مراجعه نمائید.
مبلغین بهائی باید پاسخ بدهند که کتاب کتاب را ناسخ دیگری باید دانست ؟
به بهانه فرا رسیدن چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران